التهاب آفتاب


زندگی جاریست

به نام خدا

تو این روزایی که میشه گفت واقعا مزخرف گذشت سرباز بودم.چیز جدیدی یاد نگرفتم

و فکر میکنم سربازی بجز اینکه قدرت تحمل آدما رو بالا میبره هیچ فایده دیگه ای نداره. 

و جز دوره آموزشی که با حجت و  حسین آشنا شدم آدم باشعور دیگه ای پیدا نکردم .

الانم دنبال گرفتن کسری خدمتم هستم که امیدوارم زوتر جور بشن ماه رمضان خونمون

باشم.

آدمها اینجا کوچیکن خیلی کوچیک. آرزویم رفتن شده به جایی دیگر.

هجرتی برای تغییر و شاید شدن.

اگه بتونم کاری پیدا کنم شاید دلیلی برای ماندن باشه اگرچه رفتن هم برام خیلی

سخته.

همیشه فکر میکنم برای آدمهایی مثل من اگه باور به یک خدای مهربون نبود شاید مردن

بهتر از زندگی میبود.

امیدوارم یه روز به این نتیجه نرسم که آسمون همه جا همین رنگ غبار آلود و

کثیفو داره.


حميد